باشد که نباشیم و بدانند که بودیم!

شامگاه پنجشنبه 11 تیرماه 1405، مراسم بزرگداشت اولین سالگرد درگذشت زنده‌یاد مهندس علی‌محمد شریفی، پیشکسوت ماندگار عرصه صنعت کشور و رئیس اسبق ادوار انجمن صنایع نساجی ایران، با حضور خانواده و بستگان معزز ایشان و نیز جمعی از فعالان و پیشکسوتان صنایع نساجی کشور از بخش صنعت و دانشگاه، در هتل اسپیناس پالاس تهران برگزار گردید. در این مراسم، ضمن تشریح سوابق ارزنده و دستاوردهای بزرگ مرحوم مهندس شریفی در عرصه صنایع نساجی کشور، خصایص و فضایل انسانی و اخلاقی متعالی ایشان نیز مورد تبیین و تقدیر قرار گرفت و یاد و خاطره آن مرحوم نیز توسط سخنرانان و برنامه‌گذاران مجلس گرامی داشته شد.
در ادامه، مشروح سخنرانی مهندس جمشید بصیری دبیر و رئیس اسبق انجمن صنایع نساجی ایران و مدیرمسئول ماهنامه «صنعت نساجی و پوشاک»، که مخصوصا در دوران 20ساله ریاست مرحوم شریفی در انجمن صنایع نساجی، ارتباط و همکاری بسیار نزدیکی با آن مرحوم داشتند، به سمع و نظر خوانندگان گرامی می‌رسد:

خدمت حضار گرامی و میهمانان گرانقدر و فرهیخته، سلام و خیرمقدم عرض می‌کنم و پیشاپیش فرارسیدن 12 تیرماه که به لطف تلاش و پیگیر‌ی همکاران سابقم در انجمن صنایع نساجی ایران، به‌عنوان «روز خیاط، صنعت نساجی و پوشاک» در تقویم رسمی کشور نامگذاری شده را تبریک گفته و تقارن مجلس فعلی و این مناسبت را به فال نیک می‌گیرم.
امروز در این محفل دور هم جمع شده‌ایم تا نام و یاد بزرگمردی را گرامی بداریم که بخش مهمی از تاریخ صنعت نساجی ایران، یعنی دوره گذار این صنعت از سختی‌ها و ناملایمات بعد از جنگ تحمیلی و تبدیل‌شدن آن به یکی از صنایع اشتغال‌زا و ارزش‌آفرین کشور، مرهون و مدیون زحمات و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و بی‌چشمداشت ایشان است؛ انسانی متفکر، آرام، مهربان و سرشار از خصایص ارزشمند انسانی که هیچگاه به اندازه زحماتی که برای صنعت نساجی کشور متقبل شد و آثار و برکاتی که منشأ آنها گردید، قدرشان در زمان حیات دانسته نشد و صدحیف که برگزاری چنین مجلس باشکوهی، در زمان حیات ایشان به دلایل مختلف (شاید از سر نجابت و فروتنی‌ آن مرحوم) میسر نگردید تا بلکه خستگی نزدیک به نیم قرن مجاهدت در عرصه صنایع نساجی کشور از چهره ایشان زدوده و اندک شادی و امیدی در دل ایشان پدیدار گردد.
سخن‌گفتن از زنده‌یاد مهندس علی‌محمد شریفی برای اینجانب که سابقه بیش از 60 سال دوستی، رفاقت و همکاری نزدیک با ایشان داشتم، به‌هیچ‌وجه آسان نیست؛ به‌ویژه که خودم نیز به‌دلیل عارضه «تاخیر در فوت» همچنان در خدمت شما بزرگواران هستم و از طرفی، به دلیل آنکه طی سالیان زندگی جزو گروه ضعفا بوده‌ام، هنوز بیماری آلزایمر کامل (که بیماری اغنیاست) به‌سراغم نیامده و با «هاف‌زایمری» که بدان دچار هستم، امروز و طبق دستور خانواده گرامی مرحوم نازنین مهندس علی‌محمد شریفی، وظیفه داریم مختصری در مورد ایشان که روحشان قرین رحمت الهی باد، سخن بگویم.
لذا پیش از آغاز سخن و برای آنکه «هاف‌زایمری» که اشاره کردم، به آلزایمر کامل تبدیل نشود، از حضار گرامی تقاضا دارد جهت شادی و آرامش روح آن مرحوم و بزرگمرد صنعت نساجی، فاتحه و صلواتی قرائت فرمایند.

بر اساس آنچه که از سوابق ارزنده زنده‌یاد مهندس علی‌محمد شریفی در اختیار اینجانب قرار دارد و به یاد می‌آورم، ایشان در طول نزدیک به نیم قرن فعالیت صادقانه و خالصانه خود، در راه‌اندازی و برپایی واحدهای متعدد نساجی در کشور تاثیرگذار بودند. مرحوم مهندس شریفی در سال 1342 از دانشکده نساجی دانشگاه امیرکبیر (پلی‌تکنیک) فارغ‌التحصیل شدند. بعد از آن به مدت دو سال در کارخانه فخر ایران مشغول به کار گردیدند. سپس در سال 1344 به کاشان نزد مرحوم تفضلی رفتند. بعد از گذشت دو سال،‌ با موافقت مرحوم تفضلی برای ادامه تحصیل به آلمان رفتند و بعد از بازگشت نیز تا سال 1350 در کاشان به سر بردند. بعد از آن، به مدت یک سال در فاصله سال‌های 1351 و 1352 مدیریت کارخانه یزد‌باف را عهده‌دار بودند. تا اینکه از اواسط سال 1352 برای تاسیس کارخانه ایران‌پوپلین دعوت شدند و به مدت 30 سال به‌عنوان مدیرعامل این کارخانه فعالیت کردند. در همین مدت نیز علاوه بر چندین دوره ریاست کمیسیون سازمان تجارت جهانی اتاق بازرگانی ایران، نزدیک به 20 سال رئیس هیئت‌مدیره انجمن صنایع نساجی ایران بودند و اینجانب نیز افتخار داشتم در بخش زیادی از این دوره 20ساله، به‌عنوان دبیر انجمن صنایع نساجی، در خدمت مهندس شریفی و جامعه بزرگ صنایع نساجی کشور، انجام وظیفه نمایم.
البته باید اشاره کنم که سابقه آشنایی و دوستی اینجانب با مرحوم شریفی، به 64 سال قبل یعنی مدت‌ها قبل از حضورمان در انجمن صنایع نساجی بازمی‌گردد؛ زمانی‌که در یک تصادف ساده در کمپانی بایر آلمان با یکدیگر آشنا شدیم و اگرچه شرح آن خالی از لطف نیست، اما به‌منظور پرهیز از اطاله کلام و از آنجایی که وقت مجلس امروز هم اجازه نمی‌دهد، انشااله توضیح آن را به فرصت مناسب دیگری موکول می‌نمایم.
اگر بخواهم به طور خاص به دوران حضور ایشان در انجمن صنایع نساجی اشاره کنم، این دورانِ تقریبا 20ساله منشأ آثار و برکات بسیار زیادی برای صنایع نساجی کشور گردید و با درایت، هدایت و سکانداری ایشان و صدالبته کمک و مساعدت اعضای وقت هیئت‌مدیره انجمن، توانستیم دستاوردهای ارزشمند و ماندگاری را محقق نماییم که از آنجمله می‌توانم به موارد زیر اشاره کنم (هرچند بارها در صحبت‌های قبلی خود نیز بدان‌ها اشاره کرده‌ام):
– ساختن بزرگترین، مدرن‌ترین و زیباترین دانشکده مهندسی نساجی آسیا در دانشگاه صنعتی امیرکبیر
– راه اندازی دوره‌های آموزشی آزاد و بدون کنکور در زمینه‌های مهندسی نساجی و برق و کامپیوتر برای حدود 835 نفر از فرزندان کارآفرینان و کارگران کارخانجات در دانشکده نساجی امیرکبیر و دانشگاه شهید عباسپور متعلق به وزارت نیرو، که به واسطه همین دوره‌ها، کارگران زیادی تحصیلات دانشگاهی پیدا کردند و تعداد زیادی از فرزندان صاحبان کارخانجات نیز دارایی و کارخانه پدری خود را حفظ کردند.
– ساخت بزرگترین هنرستان صنعتی کشور در شهرستان بم پس از زلزله ویرانگر سال 1382.
– ایجاد بولتن رشته‌ها و بافته‌ها که هنوز هم به‌صورت‌منظم توسط انجمن صنایع نساجی ایران منتشر می‌گردد.
– همکاری مستقیم با موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران.
– حذف پرداختی دو در هزار از فروش تولیدات نخ، فرش ماشینی و انواع موکت و حذف پرداختی دو در هزار به آموزش و پرورش و بازپس‌دادن وجوه پرداخت‌شده از این محل به صاحبان صنعت.
– همکاری همه‌جانبه با وزارت صنایع وقت مخصوصا دفتر صنایع نساجی به ریاست سرکار خانم مهندس نصرالهی.
– برگزاری اولین نمایشگاه صنایع نساجی ایران پس از انقلاب در 3 سالن مرکز نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران.
– خرید ساختمان فعلی انجمن صنایع نساجی ایران در خیابان جردن که امروز مایه مباهات و افتخار انجمن و نمونه‌ای بی‌نظیر در بین سایر تشکل‌های صنعتی است.
– ایجاد مرکز مشاوران انجمن در زمینه مالیات، کار و امور اجتماعی، امور حقوقی و داوری با حضور کارشناسان و مشاوران بنام برای کمک‌رسانی به اعضای انجمن.
– راه اندازی شرکت تامین پنبه با سرپرستی آقای مهندس معنوی، معاون وقت وزارت کشاورزی.
– راه اندازی صندوق پنبه ایران که بودجه آن از طریق انجمن تامین ‌شد.
– تاسیس جامعه متخصصین نساجی ایران و حمایت همه‌جانبه از توسعه آن.
– حضور در تمامی جلسات کمیسیون صنایع مجلس و دفاع از منافع فعالان نساجی کشور.
– آزاد کردن و رفع ممنوعیت واردات پنبه.
– گرفتن 500 میلیون دلار از دولت به‌عنوان تسهیلات برای نوسازی و بازسازی ماشین‌آلات صنایع نساجی که باید قدردان تلاش‌های بی‌شائبه سرکار خانم نصرالهی باشیم که بدون حمایت ایشان و وزیر محترم وقت صنایع، امکان دستیابی به این مقدار ارز برای صنایع نساجی وجود نداشت.
– برقراری مشوق‌های صادراتی برای صادرکنندگان که به‌مدت 3 سال، مسئولیت کلیه امور حسابداری، حسابرسی و بررسی‌های مربوطه، از طرف آقای خسروتاج رئیس وقت سازمان توسعه تجارت، بر عهده انجمن صنایع نساجی ایران قرار داشت. در قالب همین مسئولیت، انجمن توانست در سال اول 182 میلیارد تومان و در سال دوم 189 میلیارد تومان برای صادرکنندگان کشور مشوق صادراتی دریافت کند که در نوع خود، اقدام کم‌نظیری بود.
خاطرم هست در همان زمان، بنا به دلایلی برای آقای خسروتاج پرونده‌سازی شد و کلیه محاسبات و پرداخت‌ها برای بررسی و کنترل به سازمان حسابرسی کل کشور رفت؛ به طوری‌که ده‌ها حسابدار در آن سازمان دولتی، مدارک موجود را برگ به برگ مورد محاسبه مجدد قرار دادند اما با کمال خوشبختی، از مجموع 371 میلیارد تومان مشوق صادراتی محاسبه‌‌شده و پرداخت‌شده به صاحبان صنایع نساجی، حتی یک ریال اختلاف بیرون نیامد که به نظر مسئولین وقت سازمان توسعه تجارت و وزارت صنایع، یک افتخار بزرگ برای انجمن ما و مخصوصا مرحوم مهندس علی‌محمد شریفی به‌عنوان متولی وقت انجمن محسوب می‌شد.

به جز مواردی که خدمت حضار گرامی عرض کردم، مرحوم شریفی در طول دوران فعالیت خود در عرصه صنایع نساجی کشور، اقدامات اثرگذار و افتخارآفرین متعدد دیگری را نیز انجام داده یا شخصا راهبری کردند، اما نجابت و فروتنی ویژه ایشان هیچگاه اجازه نداد که بخواهند این اقدامات و دستاوردهای بزرگ را در بوق و کرنا کرده و رسانه‌ای کنند. در باب فروتنی مرحوم شریفی همین بس که آخرین مصاحبه‌ تفصیلی ایشان با رسانه‌ها به سال 1392 و گفتگو با ماهنامه «صنعت نساجی و پوشاک» (شماره 238/ مهرماه 1392) باز می‌گردد و از این سال به بعد، دیگر هیچ مصاحبه مکتوب یا مجازی از ایشان در دسترس نیست.
اینجانب بنابه وظیفه‌ای که جهت ایراد سخنرانی در این مجلس بر عهده داشتم، نگاهی به این مصاحبه که تقریبا 13 سال پیش انجام شده، انداختم و مطالعه خط‌به‌خط این مصاحبه و اینکه چقدر دیدگاه‌های آن زمان مرحوم شریفی در مورد مشکلات و راهکارهای مرتبط با اقتصاد و صنعت نساجی کشور به واقعیت امروز نزدیک است، مرا بسیار شگفت‌زده کرد.
ایشان در بخشی از مصاحبه، با اشاره به پیشرفت‌های ژاپن بعد از جنگ جهانی چنین گفته: «این کشور زمانی که وضع اقتصادی‌اش بد بود می‌گفت باید طبق سیاست یزدی‌ها عمل کند بدین معنا که با شاخ آمریکا بازی کرد تا حمله نکند ولی همزمان شیرش را هم دوشید. نتیجه این استدلال هم پیشرفت‌های فعلی ژاپن است.»؛ دیدگاهی که می‌تواند چراغ راه امروز کشور در مذاکرات با آمریکا باشد.
یا در جای دیگر، در ارتباط با وضعیت بیکاری فارغ‌التحصیلان نساجی اینطور اشاره کرده: «یک زمان به آقای احمدی‌نژاد گفتم ما سالی که به‌عنوان مهندس نساجی فارغ‌التحصیل شدیم، وقتی قصد ورود به بازار کار را داشتیم آنقدر گزینه وجود داشت که نمی‌دانستیم کدام را انتخاب کنیم اما الان فارغ‌التحصیلان نساجی مجبورند خارج از تخصص خود کار کنند و از ما می‌پرسند شما چه تحویل گرفتید و چه تحویل دادید؟!»
از دیگر نقاط درخشان این مصاحبه، جایی است که مرحوم شریفی به 28 چالش و تنگنای صنعت نساجی اشاره و بلافاصله بعد از آن، 18 راهکار را برای رفع این مشکلات بیان کرده است. با مطالعه موارد مطرح‌شده توسط ایشان نظیر ضرورت عضویت در سازمان تجارت جهانی، کاهش قیمت تمام‌شده، رقابت‌پذیر کردن صنعت نساجی، توجه به مد روز و کیفیت محصول و …، از یک طرف نگاه مترقی و آینده‌نگر مرحوم شریفی را مشاهده می‌کنیم و از طرف دیگر، افسوس می‌خوریم که بعد از گذشت 13 سال از آن مصاحبه، اکثر مشکلات صنعت نساجی به قوت خود باقی هستند و در کمال تاسف، این صنعت در خیلی از موارد پسرفت کرده یا در خوشبینانه‌ترین حالت، در جا زده است.

من بیش از این وقت ارزشمند حضار و میهمانان گرانقدر را نمی‌گیرم و از خانواده بسیار محترم و گرامی مرحوم علی‌محمد شریفی بابت وقتی که در اختیار اینجانب قرار دادند، صمیمانه تشکر می‌کنم. شخصا شهادت می‌دهم که در طول سالیان متمادی ارتباط با مرحوم شریفی، آن زنده‌یاد در تمامی شب‌های جمعه و از ساعات اولیه بعدازظهر هر پنجشنبه، تسبیح‌به‌دست برای یکایک رفتگان از قدیمی‌ترین تا جدیدترین آنها یک دور کامل تسبیح و صلوات همراه با سوره حمد می‌خواندند و علاوه بر علاقه وافر به این فرایض خود، بارها به من می‌گفتند که با ذکر فاتحه برای رفتگان و درگذشتگان، احساس آرامش می‌کنم. لذا به تأسی از آن مرحوم، از حضار محترم نیز صمیمانه تقاضای قرائت فاتحه و صلوات برای آرامش و شادی روح ایشان و سایر درگذشتگان را دارم.
و اما به‌عنوان کلام آخر، اجازه می‌خواهم سخنم را با این بیت شعر از زنده‌یاد سیمین بهبهانی به پایان برسانم که می‌گوید:
بودیم و کسی پاس نمی‌داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم.

بار دیگر از توجه حضار گرامی بسیار سپاسگزارم و برای زنده‌یاد مرحوم علی‌محمد شریفی نیز از درگاه ایزد منان، علو درجات را مسئلت می‌نمایم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا